X
تبلیغات
رایتل

یمن

علائم ظهور و یمن ۱

در این صفحه نگاهی گذرا به کتاب عصر ظهور استاد علی کورانی در مورد یمن و حوادث ظهور می اندازیم تا شاید با چشم بازتری علل دخالت عربستان و آمریکا را در این جنایات ببینیم 

 


 

بر پایه احادیث ، منطقه عمومى ظهور حضرت ، شامل کشورهاى یمن ، حجاز ،

ایران ، عراق ، منطقه شام و فلسطین ، مصر و مغرب عربى است . سیمایى که این

احادیث از اوضاع جهان و اوضاع منطقه ظهور در آن دوران ارائه مى کنند سیمائى

کلى ست که بسیارى از حوادث بزرگ را همراه با جزئیات آن در کنار نام اشخاص و

مکان ها بیان نموده و من تلاش کرده ام تا تصویر شفاف دوران ظهور را به شکل دقیق

و بهم پیوسته از میان احادیث ، استخراج و در دسترس عموم مسلمانان قرار دهم .

 

ص 16 

 


 

احادیث ما بیانگر آن است که ظهور حضرت مهدى ( علیه السلام ) پس از یک رشته حوادث مقدماتى منطقه اى و بین المللى از شهر مکه آغاز خواهد شد . در سطح منطقه

ظهور ، ابتدا دو دولت هوادار آن حضرت در ایران و یمن تشکیل مى گردد . یاوران

ایرانى حضرت ، دولت خود را سالها قبل از ظهور برپا مى کنند و پس از قرار گرفتن

در یک جنگ طولانى ، آنرا با پیروزى به پایان مى برند . اندکى قبل از ظهور ، در بین

ایرانیان دو شخصیت برجسته بر مسند قدرت تکیه مى زنند ، یکى مردى

خراسانى ست که در قالب یک چهره سیاسى و دیگرى شخصى به نام شعیب فرزند

صالح که در قالب یک چهره نظامى بروز مى کنند . ایرانیان به رهبرى آنان ، نقش

مهمى در حرکتهاى ظهور حضرت برعهده مى گیرند .

و اما یاران یمنى حضرت ، نهضت خود را تنها چند ماه قبل از ظهور آغاز

صفحه : 17

مى کنند . به نظر مى رسد که یمنى ها علاوه بر آماده کردن مقدمات ظهور ، در

حوادث آن روز حجاز که با خلأ سیاسى روبرو خواهد بود ایفاى نقش خواهند کرد .

در حجاز ، پادشاهى به نام عبدالله که از خاندان معروف آن سرزمین است ، به

قتل مى رسد ، او آخرین پادشاه سرزمین حجاز خواهد بود . در پى این حادثه بر سر

جانشینى او اختلافات فراوانى ایجاد مى شود . این اختلافها به خلأ سیاسى در

منطقه حجاز منتهى گشته و تا ظهور حضرت ادامه مى یابد :

" آنگاه که عبدالله بمیرد ، مردم در انتخاب جانشین او به توافق نرسند ، اختلاف ها آغاز شود و این

اختلاف به خواست خداوند ، تا ظهور مولایتان تداوم یابد . بطورى که دوران سلطنتهاى طولانى به پایان

رسد و عمر حکومت حاکمان به چند ماه و چند روز کاهش یابد . ابو بصیر مى گوید : عرض کردم : آیا این

دوران طولانى خواهد بود ؟ فرمود : هرگز . "

پس از قتل عبدالله ، اختلافها به درگیرى میان قبائل حجاز تبدیل مى گردد :

" از نشانه هاى ظهور ، حادثه اى است که بین مکه و مدینه رخ مى دهد . به امام عرض کردم حادثه

چیست ؟ فرمود : بر اثر تعصبهاى قبیله اى ، میان مکه و مدینه فلانى پانزده نفر از سران قبیله فلان را خواهد

کشت " .

 ص 17 و 18 


 

امام به سرزمین عراق وارد مى شود . ابتدا اوضاع داخلى را سامان مى بخشد .

سپس گروههاى باقیمانده از لشکر سفیانى را شکست داده و شورشیان متفرقى را که

در گوشه و کنار تلاش هاى بى ثمرى علیه امام دارند ، سرکوب مى کند . آنگاه عراق را

به عنوان مرکز حکومت و شهر کوفه را پایتخت آن قرار مى دهد .

با این اقدام حضرت ، کشورهاى یمن ، حجاز ، ایران ، عراق و دولتهاى خلیج ،

یکپارچه تحت فرماندهى و رهبرى آن وجود مبارک قرار مى گیرد .  

 

ص21


 

سفیانى پس از تحمل دو شکست خود ، یکى در عراق به دست ایرانى ها و

یمنى ها ، و دیگرى در حجاز بواسطه معجزه ، عقب نشینى کرده و باقیمانده

نیروهاى خود را داخل سرزمین شام جمع مى کند تا براى مقابله با پیشروى سپاه

امام به طرف دمشق و قدس ، آماده شود .

احادیث ما ، نبرد یاران امام زمان ( عج ) با سپاه سفیانى را حماسه اى بزرگ

توصیف مى کنند که از عکا تا صور و انطاکیه در ساحل دریاى مدیترانه و از دمشق تا

طبریه و قدس در جبهه داخلى امتداد دارد . در این نبرد بزرگ ، غضب الهى بر

سفیانى و هم پیمانان یهودى و رومى اش ( غربى ها ) فرود آمده و پس از شکستى

سخت و کوبنده ، سفیانى اسیر و کشته مى شود .

امام زمان ( علیه السلام ) به همراه مسلمانان وارد قدس مى گردد .

 

روایات از نهضت دیگرى خبر مى دهند که زمینه ساز حکومت حضرت بوده و

در یمن پدید مى آید . رهبر آن نهضت مورد ستایش قرار گرفته و یارى او بر مسلمانان

واجب شمرده شده است :

" هیچ پرچمى همچون پرچم یمانى هدایتگر نیست ، پس از خروج او فروش سلاح به مردم حرام شود

پس به یارى او بشتابید ، سرپیچى از او بر هیچ مسلمانى جایز نیست و هر کس چنین کند اهل آتش خواهد

 

ص 30 


 

یک حدیث ، از ورود نیروهاى یمنى به عراق خبر مى دهد که جهت یارى

ایرانیان در برابر نیروهاى سفیانى دست به کار مى شوند و ظاهراً سپاه یمانى در یارى

حضرت ( علیه السلام ) در حجاز نیز نقش مهمى ایفاء مى کنند .

ص31 

 


 

روایات بسیارى در مورد اوضاع و احوال عرب ها و حاکمانشان در زمانِ ظهور و

نهضت قبل از ظهور حضرت مهدى ( علیه السلام ) به دست ما رسیده است که در اینجا

فهرستوار به این روایتها اشاره مى کنیم :

1 - احادیثى که از تشکیل حکومتى در یمن خبر مى دهند که زمینه ساز ظهور آن

حضرت مى گردد . در احادیث از این حرکت ستایش شده ، و ما بطور جداگانه آنها را

مورد بررسى قرار خواهیم داد .

ص 96 


 

روایت هاى دیگرى از این دست وجود دارد که جملگى بیانگر آن است که

عرب ها از عقاید و ارزشهاى خود فاصله مى گیرند و هر صاحب اندیشه اى ، دیگران

را به تبعیت از اندیشه خود فرا مى خواند . و این به نوعى هرج و مرج فکرى در میان

مردم منتهى مى گردد .

همچنین روایاتى بیانگر آنند که همه عرب ها بجز انقلابیون یمن و حرکت هاى

اسلامى زمینه ساز ظهور ، با عجم یعنى ایرانیان ، یا با فرماندهان آنها اختلاف پیدا

مى کنند و این اختلاف تا ظهور حضرت مهدى ( علیه السلام ) ادامه مى یابد .

دسته اى دیگر از احادیث ، بیانگر نبرد حضرت مهدى ( علیه السلام ) با عرب هاست ، در

این روایات جنگ حضرت با اندک باقیمانده هاى رژیم حجاز ، بعد از آزاد سازى

مکه و مدینه و چه بسا هنگام آزاد سازى آن صورت مى گیرد . سپس نبردهاى متعدد

آن حضرت با سفیانى در عراق و جنگ بزرگ امام ( علیه السلام ) با سفیانى در فلسطین به وقوع

مى پیوندد . 

 

 

ص 99 


اما سفیانى در نُه ماهه پایانى حکومت خود ، دست به نبردهاى بزرگى مى زند که

مهمترین آنها با ترک ها و هوادارانشان در قرقیسیا و سپس نبردهاى او در عراق با

ایرانى ها است که زمینه سازان ظهوراند . طبق برخى روایات یمنى ها نیز با ایرانیان

همراهى مى کنند .

   

 

 

ص 119 

 


 

به هر حال حضرت ، مدینه و حجاز را فتح و نیروهاى دشمن را سرکوب مى کند

و لشکر سفیانى هر جا که رویاروى او باشند ، از حجاز تا عراق و شام ، شکست

مى خورند . همچنانکه طبق روایات یک یا چند نبرد نیز در عراق بین لشکر سفیانى

با سپاهیان مهدى ( علیه السلام ) و یاران یمنى و خراسانى آن حضرت اتفاق مى افتد  

  

ص 141 

 


 

اما روایاتى نیز وجود دارد که از درگیرى نیروهاى سفیانى در عراق سخن

مى گوید واین بار سفیانى با نیروى یکپارچه و متشکل امام مهدى ( علیه السلام ) روبرو مى شود .

حضرت ، شعیب بن صالح ، فرمانده نیروهاى ایرانى را به بعنوان فرمانده کل

نیروهاى خود که بخش عظیمى از آنان ایرانى و یمنى و بخشى دیگر از سایر

سرزمین هاى اسلامى اند ، انتخاب مى کند .

 

ص 143

 


  

  

 

شمال یمن غزه دوم  N YEMEN   QAZA2